گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه

این درد نوشته ها نه دلنشین اند نه زیبا اینها یک مشت حرف زخم خورده ی بغض دارند که نشانی درد ناک از یک عشق ناکام دارندو تنها مخاطب شان غایب است !!

گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه

این درد نوشته ها نه دلنشین اند نه زیبا اینها یک مشت حرف زخم خورده ی بغض دارند که نشانی درد ناک از یک عشق ناکام دارندو تنها مخاطب شان غایب است !!

من هستم و یکرنگی شکسته‌ام..

اینجا من هستم؛ سکوتی محض


سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو


اینجا من هستم ؛ تهی از زندگی و روزمره‌گی


خالی‌تر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ


معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده‌ام


اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی


من هستم و سازی مبهم


اینجا من مانده‌آم تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم


من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور


من هستم و یکرنگی شکسته‌ام


اینجا در شهری دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که میایی


در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ


که سینه‌ام را هر آن می‌درد


اینجا من مانده‌ام و سرمایی که استخوانم را داغان کرده است


من هستم سیمایی شکسته‌تر از همیشه


اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان  تو



http://s1.picofile.com/file/7498335806/oumvyp.jpg

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد